منابع و ذخایر هر کشور، جزء ثروتهای آن کشور به شمار میآید. بهاین معنی که اگر کشوری نسبت به مصرف غیر اصولی منابع خود بیتفاوت باشد، در واقع نسبت به داراییها و ثروتش بیتفاوت است. از سوی دیگر، درآمدهای کشوری که مصرفگرایی در آن توجیه و تبلیغ میشود، نمیتواند برای رشد کشور و توسعه زیرساختهای اقتصادی آن هزینه شود.
منابع و ذخایر هر کشور، جزء ثروتهای آن کشور به شمار میآید. بهاین معنی که اگر کشوری نسبت به مصرف غیر اصولی منابع خود بیتفاوت باشد، در واقع نسبت به داراییها و ثروتش بیتفاوت است. از سوی دیگر، درآمدهای کشوری که مصرفگرایی در آن توجیه و تبلیغ میشود، نمیتواند برای رشد کشور و توسعه زیرساختهای اقتصادی آن هزینه شود. این درآمدها نیز خواه، ناخواه هزینه مصرف بیرویه و غیراصولی در سطح کشور خواهد شد.
واقعیت آن است که طی سالهای دولت سازندگی و بعد از آن، مصرفگرایی به شدت در جامعه ما ترویج شد. آمار و ارقام نگران کنندهای وجود دارد که این مصرف بیرویه را نشان می دهد. مثلاً در خصوص انرژی. برای مقایسه مصرف انرژی از معیار "شدت انرژی" استفاده میشود که برابر نسبت مصرف انرژی به تولید ناخالص داخلی است. مطابق آمارها، ایران در کل جهان بالاترین میزان "شدت انرژی" را به خود اختصاص داده است! این معیار برای ایران ۱۷ برابر کشوری مثل ژاپن، ۵/۸ برابر اروپا، ۱/۲ برابر چین و ۸/۲ برابر کشورهای آسیای شرقی است. این آمار میزان مصرف بیرویه انرژی را در ایران نشان میدهد. در واقع، مصرف انرژی در ایران برابر مصرف انرژی در کشوری با جمعیت ۷۵۰ میلیون نفر است! رقمی که تصور آن چندان آسان نیست.
در مورد سایر منابع نیز وضعیتی مشابه حاکم است. الگوی مصرف آب آشامیدنی بر اساس اعلام بانک جهانی برای یک نفر در سال، یک متر مکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، ۱۰۰ متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما ۷۰ درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف میشود! از نظر مصرف برق، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست.
● باید چاره جدی برای وضعیت موجود اندیشید.
یکی از دلایل این روند، فرهنگسازیای است که طی این سالها انجام شده است. صداوسیما طی این سالها یکی از بزرگترین عوامل ترویج مصرفگرایی در جامعه بوده است. امروز هم اگر بخواهیم به تغییر الگوی مصرف در کشور فکر کنیم، به نظر میرسد پیش از همه، این صداوسیما است که باید جهتگیریهای خود را در این زمینه کاملاً معکوس کند. تبلیغات صداوسیما برای معرفی کالا نیست. آنچه تبلیغات چیپس و پفک و تلویزیون LCD و ویلای شمال و... رقم میزند، ترویج مصرفگرایی است. علاوه بر اینکه نوع پرداختها در ساخت فیلمها و سریالها هم اغلب در همین راستاست.
دلیل دیگر این روند، به نوع سیاستگذاریهای قوه مجریه در کشور بازمیگردد. وقتی میان آب شرب و آبی که برای استحمام، شستوشوی لباس، شستن حیاط، پر کردن استخر و... مصرف میشود، تفاوتی باشد، طبیعی است که میزان مصرف بسیار بیش از حد انتظار خواهد بود.
دلیل سوم، پایین بودن قیمت برخی منابع، بهخاطر یارانههایی است که به آنها تعلق میگیرد. برخی از این یارانهها در کل دنیا بیسابقه است. مثلاً در هیچ کشوری به برق یارانه تعلق نمیگیرد. در حالی که در ایران، یارانه بالایی برای این حامل انرژی لحاظ میشود و این به خودی خود، افزایش مصرف آن را رقم میزند.